
آهنگ با تو ام احسان خواجه امیری را گوش می دهم..قشنگه خواب ورویا،تو...شوق فردا،تو ازجهان تنها تو را می خواهم اما تو جای دل کندن،جان بخواه از من من که می میرم برای زندگی با تو...
ادامه مطلب
می دانی؟ من دختری هستم که توی هرشرایط و هر موقعیتی که باشم،تا ابد در ذهنم می ماند که توی این دنیایی که بر من گذشت،در کسری از زمان،یک نفر بود که با گنجی نامعلوم در وجودش،مرا عاشق خودش کرد اما من هرچقدر تلاش کردم نتوانستم به او برسم و او را از آن خود کنم.حتی اگر خدای ناکرده به سن صد سالگی هم برسم،خاطره ی خوب بودنش را همیشه در قلبم نگه می دارم.درست مثل خاطره ی نادیده ای که همه ی ما انسان ها از بهشت داریم....
ادامه مطلب
اگر عکس ها و فیلم ها نباشند،آدم اتفاق های خوب معدودی را که برایش رخ داده؛باور نمی کند.درست مثل کربلا رفتنم و هفت ترم بودن تو!...
ادامه مطلب
فقط یک دسته انسان خر! داریم.آن هم گروهی هستند که وقتی طرفشان می گذارد و می رود هنوز هم بعد از آن همه وقت او را عاشقانه دوست دارند و فکر می کند یک روز یا به زودی بر می گردد پیششان یا حداقل یک بار دیگر صورت او را می بینند و از دلتنگی در می آیند و همه عمرشان را اینطوری و به این امید ت.خ.م.ی سر می کنند.خدا این بار نه به خاطر دیگران بلکه به خاطر خود خر و خود مظلومشان یا هدایتشان کن یا از روی دنیا راحتشان کن.باور کن خیلی زجر می کشند،خیلی......خدایا خودت بهشان رحم کن...
ادامه مطلب
برای میلیاردمین بار! دارم رمان دالان بهشت را می خوانم.چرا هیچوقت از خواندنش خسته نمی شوم؟نمی دانم شاید وقتی رمان را می خوانم یک نفر بهم سیخونک می زند که:هی!تو!اگر بعد گذشت زمانی طولانی از رفتن و ندیدن یارو! باز هم به او!فکر کردی و باز هم دلت با تمام وجود او را خواست مطمئن باش یک روزی یک جایی بالاخره طرف به تو بر می گردد مطمئن باش!بله!درسته پیام داستان همینه!تو بالاخره یک روزی یک جایی به من بر می گردی...
ادامه مطلب