ثریا:دختر بزرگ خانواده بود.متولد1352.وقتی دید که پدرش ناتوان است و برادران کوچکتراز خودش هم اهل کار نیستند.خودش دست به کارشد.باید خرج چندسر عائله را می داد.در به در دنبال کار بود.آگهی شده بود نهضت سواد آموزی فلان روستا آموزگار موقت می گیرد.هرروز یک عالمه راه را تا آن روستا می رفت.نصف حقوقش را پای کرایه می داد.امیدی نبود استخدام شود.حتی قرار بود بندازنشان بیرون اما ناامید نشد.ادامه داد.چندسال همانجا ماند.خانواده را به دندان کشید.بالاخره استخدام شد.برادرانش را توی چند تا تعمیرگاه و مغازه ی فک و فامیل بند کرد.برای خواهرانش جهیزیه خرید.پولهایش را جمع کرد و وسایل خانه را نو نوار کرد.خانه ی بیغوله ی شان را تعمیر کرد و فروخت و با پول خانه و وام یک خانه نوساز توی شهرک معلم خرید.چهل سالگی را رد کرده بود و مجرد مانده بود و همه ی همسالانش دخترعروس کرده بودند و پسرانشان داماد شده بود.طفلکی ها قیافه ی زیبا و صورت روشنی هم نداشتند.مخصوص او که از همه سبزه تر و ریز چشم تر بود.اما ناامید نشد.پارسال بالاخره شوهر کرد.به یک مرد43 ساله ی زن مرده که یک پسر 12 ساله داشت.مرد،آدم خوبی بود و ثریا را دوستش داشت و پسر او را مثل مادر می دانست.پارسال که رفته بودم درمانگاه او را دیدم.مریض شده بود و برای شوهرش ناز می کرد.در همسایه و فامیل می گویند عقده ای بازی درمی آورد.اما من به او حق می دهم.بالاخره بعد از این همه سختی حالا دور دور اوست
مهری:خواهر ثریا بود.متولد1360.همکلاسی و هم سن و سال خانه ام.او هم می خواست به جایی برسد.با بدبختی درس خواند و دیپلم گرفت.دانشگاهی دولتی در200 کیلومتری اینجا قبول شد.رفت خانه یکی از آشناهایمان.با آنکه می دانست ممکن است صاحبخانه و خانواده اش خوششان نیاید.غرغر کند.یکی دوشب که نبود.حداقل چند ماه قرا بود آنجا بماند تا بتواند گیلیمش را از آب بکشد.صاحبخانه مرد خوبی بود.زنش هم زن خوبی بود.با روی باز قبولش کردند.حتی پول دستی هم بهش می دادند.ترم سوم منشی شد.خانه گرفت.درسش را خواند.لیسانس گرفت.فوق لیسانس گرفت.یکی دوسال است توی استانداری کار می کند.خانه و ماشین درست حسابی دارد.اما مجرد است.هر وقت که او را می بینم فکر می کنم به اینکه هرکسی تلاش کند بالاخره می تواند خودش را به جایی که شاید خیلی بالا نباشد اما رضایتمند باشد برساند.
برچسب: دو خواهران,دوخواهران نهاوند,امامزاده دو خواهران,قله دوخواهران,دریاچه دو خواهران,چشمه دو خواهران,کوه دو خواهران,روستای دو خواهران,هیئت دوخواهران,دانلود فیلم دو خواهران غریب,
نویسنده: کیان موسوی