میمیرم برای زندگی با تو
-
تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 4:54
آهنگ با تو ام احسان خواجه امیری را گوش می دهم..قشنگه خواب ورویا،تو...شوق فردا،تو ازجهان تنها تو را می خواهم اما تو جای دل کندن،جان بخواه از من من که می میرم برای زندگی با تو
ای کاش....
-
تاریخ: 1395/8/10 ساعت: 11:14
گفت :کدوم آیه از قرآن رو همیشه با خودت می خونی و دوست داری؟ من گفتم: ﻳﺎﻟَﻴﺘَﻨﻲ ﻣِﺖُّ ﻗَﺒﻞَ ﻫَﺬﺍﻭَﻛُﻨﺖُ ﻧَﺴﻴَﺎً ﻣَﻨﺴیا کاش پیش از این مرده بودم و نامم به کلی فراموش شده بود سوره مریم.آیه23 اون: :-( :- !!!
آرزوهای دست نیافتنی!
-
تاریخ: 1395/8/10 ساعت: 11:13
هندزفری قلمبه های صورتی رنگ که مخصوص گوشی های آیفون است گرفتن مدرک ارشد بغل گرفت وبوسیدن پسرک خوردن یک قابلمه انارسرخ تا رسیدن به فشار۸و۹ کنسرت وسلفی و امضا از احسان خواجه امیری دعوای حسابی با آن فامیل اینگ و اشک!! بستنی سرنتی پیتی چرخ خیاطی درست حسابی ودوختن یک دست سارافن،مانتو و کت ودامن رانندگی ت...
من عشق را با چشم تو احساس کردم
-
تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 22:12
اوایل دوران نوجوانیام دوستیهای معمول دختر و پسر کمی با الان فرق داشت. تقریبا توی سالهای دوم راهنمایی تا اواخر اول دبیرستان بیشتر بچههای کلاسمان با یکی دوست بودند و یا حداقلش اینکه یکی را میخواستند. من آن موقع یک دختر خیلی ساده و بیدست و پا بودم و اصلا به این چیزها فکر نمیکردم. تمام دنیای آن روزهای م...
سالگرد رفتنت
-
تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 22:12
من درست در آستانه ی دومین سالگرد از زمان رفتنت توی آشپزخانه در حال شستن ظرفهای پاستای چرب و چیلی و بسیار خوشمزه ناهار بودم و هرچه فکر میکردم یادم نمیآمد دوسال پیش پیش این موقع ناهار دانشگاه چه بود! احتمالا قیمه بوده و من مثل همیشه عصاره لیمو را توی خورشت میچلاندم تا طعمش ملس شود. حدودا دوسال پیش که ...
گفتی خداحافظ،گفتم دوستت دارم
-
تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 9:33
روز آخر از ایستگاه کنار دانشگاه سوار اتوبوس شدم. اتوبوس شلوغ بود و من روی پله درب خروجی ایستادم. غروب بود. اتوبوس توی ترافیک سنگین به آرامی حرکت میکرد. تو از درب دانشگاه بیرون آمدی و من سرم را چسباندم به شیشه. تو آرام راه میرفتی و میخواستی تا خانهتان پیادهروی کنی. نتوانستم بیایم پیش پسرها و با آنهاخ...
مثل یه خاطره از فردا بود
-
تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 9:32
می دانی؟ من دختری هستم که توی هرشرایط و هر موقعیتی که باشم،تا ابد در ذهنم می ماند که توی این دنیایی که بر من گذشت،در کسری از زمان،یک نفر بود که با گنجی نامعلوم در وجودش،مرا عاشق خودش کرد اما من هرچقدر تلاش کردم نتوانستم به او برسم و او را از آن خود کنم.حتی اگر خدای ناکرده به سن صد سالگی هم برسم،خاطر...
لطفا شجاع باشید!
-
تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 13:40
وقتی یک نفر با رفتارش حتی اگر ناخواسته،گند زد به زندگیتان و آرزوها و اهدافتان،بعدا حتما به او بگویید که این کار را کرده.حتی در آخرین قرار ملاقاتتان و آخرین روز باهم بودنتان.مثل من که رفتار و خشونت کلام استاد "خ" همه ی شوقم را در ارشد از بین برد و با وجود همه ی خوبی ها و انسان بودنش،نفرتی از خودش و د...
شهید پسرک من!
-
تاریخ: 1395/8/3 ساعت: 19:06
مثلا خدمت سربازی ات می افتد جنوب شرق یا شمال غرب با اشرار درگیر میشوید یک تیر می خورد به گلوی تو می افتی زمین تمام پیراهنت غرق خون میشود دهنت هم خونی ست بالاخره یکی میرسد بالای سر تو، سرت را به آغوش میگیرد و مدام می گوید «دووم بیار الان بچه ها میرسن» اما تو با سر و روی خونین جان می دهی می شوی شهید"م...
چهارشنبه هایی در غربت
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 14:50
کلاس چهارشنبه ظهرهایمان که تمام می شود؛همه ی بچه ها می روند خانه اما من مجبورم تا ساعت دو نیم بعد ازظهر برای یک پیشنیاز ت.خ.م.ی و بی ارزش بمانم دانشگاه.بچه ها که می روند بی هوا دلم می گیرد.بعد به جای آنکه بروم سلف و غذای تکراری هرچهارشنبه که تن ماهی و شوید پلو است را بخورم و تا شب دل درد بگیرم می رو...
صد دانه یاقوت....
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 14:49
اولین انار پاییز امسال را دانه کردم....
حالم جهنمه
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 14:49
جهنم یعنی تنها انگیزه و دلخوشی، همراه و همدمت،تلفن همراهت باشد!
ای کاش...
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 14:49
یالَیتَنی مِتُّ قَبلَ هذا وَکُنتُ نَسیَامَّنسیَا کاش پیش از این مرده بودم و نامم به کلی فراموش شده بود u3000 سوره مریم.آیه23
تو را دارم،چه غم دارم....
-
تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 22:33
بدون شک تکه ای از وجود تو و شاید همه ی تو در گردنبند استیلی است که به گردن دارم و نام تو رویش حک شده.همان گردنبندی که درسفرپارسال کربلایم در حرم تو و پدرت،برادر علمدار و فرزندانت تبرک کردم
جهان بینی
-
تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 22:33
استاد "خ" می گفت کتاب بخوانید،کتاب خوب است و باعث بینش و بصیرت می شود.دراینکه کتاب خوب است شکی نیست!اما دلم می خواست بهش بگویم آقای دکتر! آنقدری که وبلاگ خواندن،عشق و دانشگاه دوره لیسانس به من پختگی و بصیرت داد عمرا هیچ کتاب دیگری می توانست آنطور اثر داشته باشد.آشنا شدن با دید زندگی و قلم و نگارش بق...
معجزه
-
تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 22:33
معجزه یعنی اینکه از این به بعد هرسه شنبه صبح،تو هم با من بیایی دانشگاه
دو خواهران !!
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 22:13
فامیل بابابزرگم می شدند.شش دختر و سه پسر.بابایشان توی کارخانه کار می کرد.درآمدش خوب بود.اما خب بدبختی او را گرفت.معتاد شد.اخراج شد و خانواده اش به فقر و فلاکت افتادند.بابایشان که عملازمین گیر شد و بعدش هم فوت کرد.پسرها هم که مرد زندگی نبودند و دنبال کارهای بیهوده و شاید آرزوهای دور و دراز.بعد از آن ...
یک دو راهی سرنوشت ساز!!
-
تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 18:40
بی شک یکی از دو راهی!!های زندگی سرگردانی در استفاده ی یکی از گوشی های1100 ،k800i وسامسونگ سریj است.یکی تکنولوژی را به رخت می کشد و دیگری ، سادگی را!
بیست و شش سال تمام....
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 18:46
بعداز تو،نبودنت را تحمل کردم و در کمال ناباوری رسیده ام به بیست وشش سالگی
کیف پول
-
تاریخ: 1395/7/13 ساعت: 14:39
داشتم کیف پولم را مرتب می کردم.یک کیف پول سفید که حالا بعد از این همه وقت چرک مرده شده و باهیچ شوینده ای سفید نمیشود.کیف پولی که قبلا خیلی پول داخلش جریان داشت! اما الان فقط چند تا اسکناس دو تومنی و پنج تومنی دارد.که تنها کارت اعتباری اش خیلی وقت است که بی استفاده مانده و فقط 700 تک تومن موجودی دارد...