
آهنگ با تو ام احسان خواجه امیری را گوش می دهم..قشنگه خواب ورویا،تو...شوق فردا،تو ازجهان تنها تو را می خواهم اما تو جای دل کندن،جان بخواه از من من که می میرم برای زندگی با تو...
ادامه مطلب
گفت :کدوم آیه از قرآن رو همیشه با خودت می خونی و دوست داری؟ من گفتم: ﻳﺎﻟَﻴﺘَﻨﻲ ﻣِﺖُّ ﻗَﺒﻞَ ﻫَﺬﺍﻭَﻛُﻨﺖُ ﻧَﺴﻴَﺎً ﻣَﻨﺴیا کاش پیش از این مرده بودم و نامم به کلی فراموش شده بود سوره مریم.آیه23 اون: :-( :- !!!...
ادامه مطلب
هندزفری قلمبه های صورتی رنگ که مخصوص گوشی های آیفون است گرفتن مدرک ارشد بغل گرفت وبوسیدن پسرک خوردن یک قابلمه انارسرخ تا رسیدن به فشار۸و۹ کنسرت وسلفی و امضا از احسان خواجه امیری دعوای حسابی با آن فامیل اینگ و اشک!! بستنی سرنتی پیتی چرخ خیاطی درست حسابی ودوختن یک دست سارافن،مانتو و کت ودامن رانندگی توی اتوبان با سرعت ۱۱۰ تا!!! چاپ کردن رمان هایم یک باردیگر شرکت در کلاس درس استادع/ح.ب عزیزم! پیدا کردن کار رسمی(ب.ی.ل.ا.خ !!) نقاشی از آن عکس قدیمی ساده با رنگ روغن نواختن آهنگ منو وبارون بابک جهانبخش باگیتار طراحی چهره پسرک با مداد مشکی ورنگی هرکدام جداگانه ...
ادامه مطلب
می دانی؟ من دختری هستم که توی هرشرایط و هر موقعیتی که باشم،تا ابد در ذهنم می ماند که توی این دنیایی که بر من گذشت،در کسری از زمان،یک نفر بود که با گنجی نامعلوم در وجودش،مرا عاشق خودش کرد اما من هرچقدر تلاش کردم نتوانستم به او برسم و او را از آن خود کنم.حتی اگر خدای ناکرده به سن صد سالگی هم برسم،خاطره ی خوب بودنش را همیشه در قلبم نگه می دارم.درست مثل خاطره ی نادیده ای که همه ی ما انسان ها از بهشت داریم....
ادامه مطلب
کلاس چهارشنبه ظهرهایمان که تمام می شود؛همه ی بچه ها می روند خانه اما من مجبورم تا ساعت دو نیم بعد ازظهر برای یک پیشنیاز ت.خ.م.ی و بی ارزش بمانم دانشگاه.بچه ها که می روند بی هوا دلم می گیرد.بعد به جای آنکه بروم سلف و غذای تکراری هرچهارشنبه که تن ماهی و شوید پلو است را بخورم و تا شب دل درد بگیرم می روم بوفه و مثل همیشه آن خانم مهربانه برایم فلافل درست می کند و وقتی لقمه های غذا را با اشتیاق می خورم یاد تو می افتم که آن روز برای جزوه ها الکی علاف شدیم و ناهار گیرمان نیامد تو برایمان فلافل گرفتی و با خنده ی همراه با خجالت کله ات را خاراندی و گفتی ببخشید،غذای دیگ...
ادامه مطلب
یالَیتَنی مِتُّ قَبلَ هذا وَکُنتُ نَسیَامَّنسیَا کاش پیش از این مرده بودم و نامم به کلی فراموش شده بود u3000 سوره مریم.آیه23...
ادامه مطلب
بی شک یکی از دو راهی!!های زندگی سرگردانی در استفاده ی یکی از گوشی های1100 ،k800i وسامسونگ سریj است.یکی تکنولوژی را به رخت می کشد و دیگری ، سادگی را!...
ادامه مطلب
منه بدبخت فقط و فقط غرغر و پک و پوز استاد آشغالی را به جان خریده ام تا این هفته وهفته ی بعد،باخیال راحت همه حواسم،همه ی قلبم پیش تو باشد؛آن وقت تو با آنکه می بینی و می دانی چقدر دارم عذاب می کشم،چقدر دلتنگم و چقدر دنبال کار هستم؛عین خیالت هم نیست.کاری به این ندارم که از من خوشت نمی آید.حداقل به خاطر آن محبت و عشق یک طرفه ام به تو کارمان را راه بینداز...جان مادرت کارمان را راه بینداز...
ادامه مطلب
می دانی؟من اصلا زن خوبی نمی شوم.نه برای تو و نه برای هیچ مرد دیگری.همان بهتر که نشد به هم برسیم.اصلا گور بابای زن عموی هرزه و عمه های حرامی ام که بخت و دهانمان را بستند و جادویمان کردند.فقط می دانی چیست؟من خیلی دلم می خواهد یک بار دیگر به صورت معصوم تو نگاه کنم،صدای آرام و مهربانت را بشنوم و به قولاحسان جان خواجه امیری"آن سر و سیما و آن بالای رعنا را ببینم"آخر خیلی دلم برایت تنگ شده...
ادامه مطلب
وقتی نت گوشی ات رو روشن کردی و از شبکه های اجتماعی پیامی نداشتی.بیخودی وارد صفحاتت نشو!اگه خبری بود و کسی یادت بود همون اول گوشیت اطلاع میداد!...
ادامه مطلب
برای یک مسئله رفته بودم پیش کارشناس.بعد خانمه بهم گفت پیاده روی می کنی؟گفتم:قبلا انجام می دادم اما الان درگیر درس و بدبختی هایی که تو زندگیمه هستم.بعد با یک نگاه و لحن عاقل اندر سفیه گفت:می دونی؟حالا که آخرین مراجعه کننده ای بذار برات بگم.من از ساعت7صبح تا3 بعدازظهر بیمارستانم.بعد از اون یک ساعت میرم خونه.دوش می گیرم و یک استراحت کوتاه.بعدساعت چهار و نیم میرم مطلب یا درمانگاه ساعت تا ساعت هفت شب اونجام.بعد می رم خونه بابچه ام بازی می کنم.شام درست می کنم و دوساعت از تردمیل استفاده می کنم!نگو نمیشه،نگو وقت نمی کنم.باید بخوای و تلاش کنی.دلم می خواست همانجا ...
ادامه مطلب
خیلی وقت ها پیش آمده است که یک چیزی مد شود،مثل کامپیوتر،موبایل،گوشی لمسی،تبلت،کفش تابستانی،پلی استیشن و خیلی چیزهای دیگر.آن موقع که SEGA مد شده بود خوب یادم است.خیلی ها خریدند.اما ما نخریدیم.نداشتنش حسی بود شبیه حسرت وسر خوردگی و گاها طعنه به اینکه هی فلانی!شما از ما پایین تر هستید که SEGA نداریدو از این دست کل کل ها و باکلاس بازی های بعضی های توی دوران کودکی.چند مدت به همین شکل گذشت اما خب همینطور هم نماند.کامپیوتر آمد.ما اول از همه ی فامیل و آشنا ها کامپیوتر خریدیم.شدیم کله گنده شدیم با کلاس.حالا نوبت ما بود فیس بدهیم.پز بدهیم و ذوف کنیم.همان کامپیوتر با...
ادامه مطلب
توی همه ی عمرم،هیچوقت به اندازه الان آرزو نداشتم که بمیرم.با تمام وجود حس می کنم که رسیدم به ته ته خط.اینکه بعد از این دیگر چیزی نیست یعنی هست یه روزی که منم بمیرم؟...
ادامه مطلب
وقتی یک آدم عوضی بهانه ی درست حسابی یک دعوا را می دهد دستت؛تو این فرصت را از دست نده.آنچنان صافش کن که دیگر جرات نکند نسبت به تو غلط زیادی انجام دهد.این کار را هم خودم انجام دادم که می گم.صد درصد تضمینی و موثر! یک بار امتحان کنید.مشتری ثابتش می شوید!...
ادامه مطلب
وقتی یکی از این دو ویژگی در خودت هست؛دیگران را با آن مسخره نکن چون به حد وحشتناکی ضایع می شوی! چاقی،ترشیدگی!!...
ادامه مطلب
توی روح پدر و مادر کسانی که پول اینترنت باکیفیت را ازآدم می گیرند،اما سرعتش از دیال آپ هم کمتر است.باید چنین والدینی را که چنین فرزندانی به دامن جامعه می سپارند مورد عنایت شدید!! قرار داد....
ادامه مطلب
زنگ موبایلم،آهنگ نظرت رو من نخواستم،بهنام صفوی اون قسمت که می گه: تو نیستی اما هنوزم اسمت روو لبهای منهترانه ی نگاه نو مونس شبهای منه......
ادامه مطلب
توی رادیوی تاکسی احسان خواجه امیری داشت می خواند:من گذشتم از تبی که تو رو توو خونم ببینم...راضیم به این که گاهی تو رو می تونم ببینم...بعد من که سرم را چسبانده بودم به شیشه و بی هدف خیابان ها و درخت ها را نگاه می کردم به این فکر کردم که شاید واقعا من زن زندگی نیستم.نه برای تو و نه برای هیچکس دیگری.نمی دانم شاید این هم اثرات جادوها و بخت بستن ها و دهن بستن های عمه های حرامی ام باشد نمی دانم.حالا فقط ترجیح می دهم برای خودم زندگی کنم و به فکر خودم باشم.برای همین است که اینقدر مصرانه و پیگیر دنبال کار می گردم.اما خب از این ها هم که بگذریم.بودنت،همین صرف بودنت آرامش...
ادامه مطلب
اگر بگویند که کدام یک از اوصاف الهی است که اون رو واقعا در زندگی خودتون احساس کردین؟بدون شک خواهم گفت "سادیسم"!!!...
ادامه مطلب
وقتی دارم به ناعدالانه بودن خوشبختی دیگران و جبری و بی اختیار بودن بدبختی خودم فکر می کنم یه چیزی مثل صدای فرشته ی مهربون میاد توی ذهنم می خواد منو دلداری بده و علت این بی عدالتی ت.خ.م.ی رو شرح بده و من رو به آینده امیدوار کنه خیلی شیک و مجلسی بهش می گم:گ.و.ه نخور عوضی+چند تا فحش درست درمون به اونی که اون بالا نشسته! بعد اون فرشته در حالی که حسابی قهوه ای شده گورش رو گم می کنه و می ره و دل من حسابی خنک میشه!...
ادامه مطلب