بانو

متن مرتبط با «تحقیق در مورد یک فرصت طلایی» در سایت بانو نوشته شده است

چهارشنبه هایی در غربت

  • نیلوبلاگ

    کلاس چهارشنبه ظهرهایمان که تمام می شود؛همه ی بچه ها می روند خانه اما من مجبورم تا ساعت دو نیم بعد ازظهر برای یک پیشنیاز ت.خ.م.ی و بی ارزش بمانم دانشگاه.بچه ها که می روند بی هوا دلم می گیرد.بعد به جای آنکه بروم سلف و غذای تکراری هرچهارشنبه که تن ماهی و شوید پلو است را بخورم و تا شب دل درد بگیرم می روم بوفه و مثل همیشه آن خانم مهربانه برایم فلافل درست می کند و وقتی لقمه های غذا را با اشتیاق می خورم یاد تو می افتم که آن روز برای جزوه ها الکی علاف شدیم و ناهار گیرمان نیامد تو برایمان فلافل گرفتی و با خنده ی همراه با خجالت کله ات را خاراندی و گفتی ببخشید،غذای دیگ...

    ادامه مطلب
  • یک دو راهی سرنوشت ساز!!

  • نیلوبلاگ

    بی شک یکی از دو راهی!!های زندگی سرگردانی در استفاده ی یکی از گوشی های1100 ،k800i وسامسونگ سریj است.یکی تکنولوژی را به رخت می کشد و دیگری ، سادگی را!...

    ادامه مطلب
  • من یک حلزون تنبل چاقم!!

  • نیلوبلاگ

    می دانی؟آنقدر به خانه ماندن وابسته شده ام که دیگر قید همه ی آرزوهایم را زده ام.دیگر برای آزمون دکترا ثبت نام نمی کنم و حسرت کارکردن دریکی از اتاق های پر عشق امور اداری دانشگاه دوره کارشناسی را ریخته ام دور و فقط و فقط دلم می خواهد یک سپرده ای توی بانک داشته باشم که با سودش بتوانم زندگی کارمندی را برای خودم درست کنم.....ای کاش هیچوقت آفریده نمی شدم...هیچوقت...زندگی توی دنیا و نقل و انتقال از آن و به آن خیلی دردناک است...خیلی...

    ادامه مطلب
  • در موبایلت هم خبری نیست

  • نیلوبلاگ

    وقتی نت گوشی ات رو روشن کردی و از شبکه های اجتماعی پیامی نداشتی.بیخودی وارد صفحاتت نشو!اگه خبری بود و کسی یادت بود همون اول گوشیت اطلاع میداد!...

    ادامه مطلب
  • آنتی دروغ!

  • نیلوبلاگ

    نوشتن اجباری مقاله در تایید مطلبی که خودت به شدت منکر آن مطلب هستی یک کار مزخرف است...

    ادامه مطلب
  • یک آرزوی کوچک

  • نیلوبلاگ

    این همه می رویم مهمانی ،عروسی،جشن،مسجد،ختم،درمانگاه،فروشگاه،بانک،خیابان،زیارت،سیاحت،بازار و هزار چیز دیگر اما چرا یکبار هم پیش نمی آید که من خیلی اتفاقی فقط در حد چند ثانیه،تورا ببینم و نگاه کنم.می دانی؟بعد از این همه وقت هنوزم هم توی خیابانها لابلای آدمهایی که هرکدامشان می روند پی زندگی ودغدغه های خودشان،دنبال صورت آشنا و معصوم تو می گردم.حتی برای آن پیرهن چارخانه خیلی خاصت هم دلتنگم...

    ادامه مطلب
  • اَبَر رایانه ی من در راه است!

  • نیلوبلاگ

    خیلی وقت ها پیش آمده است که یک چیزی مد شود،مثل کامپیوتر،موبایل،گوشی لمسی،تبلت،کفش تابستانی،پلی استیشن و خیلی چیزهای دیگر.آن موقع که SEGA مد شده بود خوب یادم است.خیلی ها خریدند.اما ما نخریدیم.نداشتنش حسی بود شبیه حسرت وسر خوردگی و گاها طعنه به اینکه هی فلانی!شما از ما پایین تر هستید که SEGA نداریدو از این دست کل کل ها و باکلاس بازی های بعضی های توی دوران کودکی.چند مدت به همین شکل گذشت اما خب همینطور هم نماند.کامپیوتر آمد.ما اول از همه ی فامیل و آشنا ها کامپیوتر خریدیم.شدیم کله گنده شدیم با کلاس.حالا نوبت ما بود فیس بدهیم.پز بدهیم و ذوف کنیم.همان کامپیوتر با...

    ادامه مطلب
  • اعترافات یک قلب خسته

  • نیلوبلاگ

    اعتراف یک چیزهایی تلخ است.اعتراف یک چیزهایی پیش خودت هم تلخ است اما خب واقعیت است دیگر.نمی شود ازش فرار کرد.باید مثل خیلی از دردهای دیگر آن را پذیرفت و با آن کنار آمد.باید رو راست باشیم.حداقل با خودمان که کمتر درد بکشیم.باید به اجبار هم که شده یک سری چیزها را انجام داد تا حداقل بعدا دوباره گیر نیفتیم؛شلاق نخوریم؛سرب مذاب توی گلویمان نریزند و جانداران نیشمان نزنند!!باید زندگی را همینطور بی خیال و سرسری بگیرم که ببینم چه می شود و "هرچه پیش آید خوش آید"شود.چون قبلا هرچقدر تلاش کردم؛هرچقدر دویدم؛نالیدم؛گریه کردم،دعوا کردم؛التماس کردم فایده نداشت.خب دروغ...

    ادامه مطلب
  • یک پلان غم انگیز

  • نیلوبلاگ

    مظلومترین آدمهاآنهایی هستند که دیگران هیچ جا و هیچ وقت آدم حسابشان نمی کنند.نگاه به این آدمها در آن حال ،غم انگیزترین اتفاق ممکن است. آنقدر غم انگیز که حتی ممکن است وسط یک عروسی هم اشک را از چشمانت جاری کند...

    ادامه مطلب
  • یک فرصت طلایی!

  • نیلوبلاگ

    وقتی یک آدم عوضی بهانه ی درست حسابی یک دعوا را می دهد دستت؛تو این فرصت را از دست نده.آنچنان صافش کن که دیگر جرات نکند نسبت به تو غلط زیادی انجام دهد.این کار را هم خودم انجام دادم که می گم.صد درصد تضمینی و موثر! یک بار امتحان کنید.مشتری ثابتش می شوید!...

    ادامه مطلب
  • یک لبخند کوچک

  • نیلوبلاگ

    بین همه این بدیختی هایی که توی زندگی دارم و ناراحتی هایی که می کشم؛از اتفاق خوبی مانند همین که خواهرم بالاخره از شر کارآموزی و دانشگاه و دوستان بی معرفت خلاص شد و لیسانسش را گرفت بی نهایت خوشحالم...

    ادامه مطلب
  • چرا اینقدر خوشبختی؟

  • نیلوبلاگ

    به نظرم خوشبخت ترین آدم،می تواند دختر جوانی باشد که توی حساب بانکی اش حداقل120 میلیون تومن پول دارد و از سود سپرده اش استفاده می کند.اصلا گور بابای کار.نه شهریه دانشگاه را به هیچ چیزش! حساب می کند و نه غصه ی هزینه های نیازهای اساسی اش را می خورد.نه غصه ی آن آدم بی معرفتی که رفته قلبش را آزار می دهد.به قول قدیمی ها خودش است و یقه ی خودش! شاید یکی مثل کیمیا قهرمان تکواندو.یاآنهایی که توی برنامه دوره همی 200-300 میلیون تومن جایزه گرفتند!یا مثل بهار که بابایش از ترس اینکه برادران مفت خورش نامردی کنند،دار و ندارش را بین سه تا فرزندش تقسیم کرده و به بهار 200 میلیون رس...

    ادامه مطلب
  • مادران و دختران باید بدانند!!!

  • نیلوبلاگ

    اون:قراره یه فیلم برای دخترای کلاس ششم با مادراشون بزاریم.دارم به این فکر می کنم که چه فیلمی مناسب تر و آموزنده تره؟ من روزنامه ی پیش رویم را ورق می زدم که توی یک صفحه اش نوشته بود که مدرسه ای در چین وجود دارد که به دختران آموزش می دهد چطور همسر خوشتیپ و پولدار پیدا کنند!!!بعد به این فکر کردم چه مدرسه ی خوبی !و چه هنر خوبی!بهتر از گلدوزی و خیاطی و گل چینی!است اون:هی! با تو بودما؟ بالاخره چه فیلمی رو بذاریم؟چون انتخابت حرف نداره هرچی تو بگی رو می ذاریم! من سرم را بالا آوردم و با اطمینان و یقینی استوار!گفتم: فقط فیلم "اینجا بدون من"!! پ.ن:حاضرم قسم بخورم که فیلم...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    آنتی دروغ | یک آرزوی کوچک | یک آرزوی کوچک شوخی های خدا | فیلم یک ارزوی کوچک | دانلود فیلم یک ارزوی کوچک | ابر رایانه ی ایران | ابر رایانه ای به نام انسان | یک فرصت طلایی | یک فرصت طلایی برای مطالعه | کتاب یک فرصت طلایی